اسراب

۲ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

خمره

تا‌به‌حال با خود فکر کرد‌ه‌اید زمانی که لوله‌کشی نبود، بچه‌های مدرسه از کجا آب می‌خوردند؟ اگر مدیر یک مدرسه با کلی بچه قدونیم‌قد بودید آن وقت همین آب‌خوردن ساده برایتان به مسئله بزرگی تبدیل می‌شد. فضای مدرسه و اتفاقاتش بخشی از خاطرات همه‌ی ماست و البته همه‌ی مدرسه‌ها وجوه مشترکی دارند که برای ما یادآور خاطرات تلخ و شیرین بسیار و اتفاقات جالب است. اگر مدیر‌مدرسه جلال را دوست دارید احتمالاً از خمره‌ی مرادی کرمانی نیز خوشتان می‌آید. خمره‌ای که می‌شکند و کلی بچه را تشنه می‌گذارد. 

  • محمد حسین مرادی

آب انبار

ادای سگ در‌می‌آورد، دست چپش را بالا می‌برد و مدام پشت گوشش را می‌خاراند.  دم تکان می‌داد و دهنش را باز می‌کرد و فرزند تاجر یک لقمه از حلوای لذیذ را در دهانش می‌گذاشت. چشمانش از عطر هل و گلاب و شیرینی حلوا که در دهان آب می‌شد برق می زد و با لذت عوعو میکرد. لابد با خود می‌گویید که چه ذلّتی؟ زود قضاوت نکنید !!! آب‌انبار قصه‌ای است که از سرنوشت داستان سگ شدن پسر سقا و بلوایی که این بازی کودکانه در شهر ایجاد می‌کند برایتان می‌گوید. مرادی کرمانی، مرد قصه های مجید از بزرگترین داستان نویسان کودک و نوجوان است که آثار او به زبان‌های مختلف، کودکان را به ژرفای رویایی زیبا فرو میبرد. 

  • محمد حسین مرادی






محبوب ترین مطالب
  • ۹۴/۰۲/۱۵
    ق